آواز باران شنیدنیست ، گوش کن
ما رند و خراباتی و دیوانه و مستیم ...... پوشیده چه گوئیم همینیم که هستیم
وقتی می گویی مرگ را تنها برای مُردن نمی خواهم تو را به گرد ... به سوزن ... و به آرامش سفارش می کنند و می گویند : بنشین ! ! وقتی می گویی زندگی را تنها برای زنده ماندن نمی خواهم تو را به شعر ... به شمع ... و به شب دعوت می کنند و می گویند : هیس ! ! وقتی می گویی عشق را پنهان در حصار خانه نمی خواهم تو را از تاریخ ... از کوچه ... و از دیو می ترسانند و می گویند : بمان ! ! وقتی می گویی عقل را تنها برای فهمیدن نمی خواهم تو را به مشت ... به لگد ... و به آب دهان مهمان می کنند و می گویند : خفه ! ! عجب پر پیچ و خم است این راه عجب بی پایان است این آه داغ دلم تازه شد داغ دلم تازه شد ... تاریخ سرایش: ۱۶/۱۲/۸۶
| Design By : Night Skin |


>