تبليغاتX
آواز باران شنیدنیست ، گوش کن


آواز باران شنیدنیست ، گوش کن

ما رند و خراباتی و دیوانه و مستیم ...... پوشیده چه گوئیم همینیم که هستیم





















با دورود

اشتباهات و بی خردیهای دولتمردان ما، که متاسفانه نه حافظه تاریخی خوبی دارند و نه شرایط را درک می کنند کار را به آنجا رسانیده اند که داد بسیارانی که پیشتر مدافع همین کج روی های نظام بودند، درآورده است که نمونه های آن را همه ما در گوشه و کنار خود داریم. من معتجبم که چرا نمی فهمند به جبر نمی توان کسی را به بهشت برد ! چرا می فهمند که رمز بقای هر حکومتی رضایت مردم است و بس ؛ حال به هر نامی که می خواهد باشد چه با توحید چه با کفر. خود که دم از قرآن و قرآن پژوهی می زنند چرا می نفهمند که همین غرور و تکبر بود که شیطان را از مقام والایی که داشت عزل کرد.

اوضاع و احوال کنونی، بسیاری از شاعران و نویسندگان درد آشنای این مرز و بوم را نگران کرده و هر یک با توجه به هنر و مشغله ای که در پیش دارند دست به سرایش و نگارش آثار قابل توجه ای زده اند. قطعه زیر اثری است تازه از استاد بزرگوار بنده که خدمت دوستان عزیز تقدیم می دارم: 

 

سیـــمرغ بچگان کوه البرز         از لانه برون شـدند به صــد راز

بر کـــــوه بلند برف بر سر          درخیز و به سر چو شوق پرواز

از شهـــپر بالشان دو پیکر         در چنبر چرخ مـــــــــــگر پرانداز

خیزید که پلید زاغکی خرُد         فریاد حــــــــماسه سر دهد باز

بر پشته ســـبز این نیابوم         حـــیف است سیاهئی زند ساز

خورشـــید به زیر پر درآرید         با طــــــــــرح دگر کنید سر آغاز

  محمد طیبی

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 7:16 توسط مجتبی آقاجری | |


Design By : Night Skin