آواز باران شنیدنیست ، گوش کن
ما رند و خراباتی و دیوانه و مستیم ...... پوشیده چه گوئیم همینیم که هستیم
دردآلوده و غمناک ، لبخند ِِ تلخ ِ من از دژخیم ِ نگاه ِ تو و بیشماران شب زدگی سرشار از درنگی جانکاه به سِتُرگی ِ باران قسم ، که بیش از تو دوست میدارمش ! صادقانه میگویم ... در پس پرده نمی ماند ماه یادت هست ؟! آن کوچه تنهایی آن سرو ِ تناور ِ آشنایی وان تکیه های شورانگیز بگو ... !! از کجا سر برآورده بود ؟ که ناباورانه به قعر افسانه ها فرستادی اش !؟ کدامین خلقت بی حاصل کدامین آب و گل شهره ی شهرم کرد و به پیش ِ چشمان ِ تو ذره ذره کم . بگو... !! گناه دلم چه بود ؟ که اینـگونه به خواب و رویا فرستادی اش !؟ سازشگر ِ تنـــهایی : من سرخوش ز فرط ِآزادی : تو همکیش ِ سختی ها : من همبستر ِ شهد و شادی : تو آری ... همه را تو رقم زدی آسانتر از آنچه تو می پنداری خسته و رنجورم کردی ضمیرم را روشنتر از آفتاب بی مرز تر از همیشه و هنوز تو هویدا کردی پس دیگر چه دیداری ؟! چه دیداری؟! مجتبی آقاجری 27/1/86
| Design By : Night Skin |


>